اقتصاد جهانی در سالهای اخیر بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر تحولات ژئوپلیتیکی، تغییر الگوهای زنجیره تامین و رقابت قدرتهای اقتصادی برای کنترل مسیرهای تجارت قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومی شرکت سرمایهگذاری صدر تامین (تاصیکو)، سید محمد تقی رئیسالسادات، مسئول اموربینالملل و توسعه صادرات تاصیکو در ادامه این یادداشت آورده است: «تجربه همهگیری کرونا، جنگ روسیه و اوکراین، تنشهای دریای سرخ و افزایش ریسک در برخی مسیرهای دریایی نشان داد که امنیت و تنوع مسیرهای حملونقل، به اندازه تولید کالا در تجارت جهانی اهمیت یافته است. از همین رو، کریدورهای تجاری به یکی از مهمترین ابزارهای رقابت اقتصادی کشورها تبدیل شدهاند.
کریدور تجاری تنها یک مسیر حملونقل نیست، بلکه شبکهای یکپارچه از بنادر، راهآهن، جاده، مراکز لجستیکی، گمرکات و توافقهای بینالمللی است که امکان انتقال سریع، ایمن و کمهزینه کالا را میان چند کشور فراهم میکند.
هر کشوری که بتواند جایگاه مؤثری در این شبکهها به دست آورد، علاوه بر کسب درآمدهای ترانزیتی، از مزایای گستردهای همچون جذب سرمایهگذاری، توسعه صنایع وابسته، افزایش صادرات خدمات و ارتقای قدرت ژئوپلیتیکی برخوردار خواهد شد.
ایران به دلیل قرار گرفتن در چهارراه اتصال شرق و غرب و همچنین شمال و جنوب آسیا، از ظرفیت کمنظیری برای ایفای نقش در تجارت بینالمللی برخوردار است. دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان، دریای خزر و همسایگی با ۱۵ کشور، ایران را به یکی از معدود کشورهای منطقه تبدیل کرده که میتواند حلقه اتصال بازارهای جنوب آسیا، آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، اروپا و خاورمیانه باشد.
کریدور شمال–جنوب؛ ستون فقرات راهبرد ترانزیتی ایران
در میان پروژههای ترانزیتی، کریدور بینالمللی شمال–جنوب (INSTC) مهمترین ظرفیت راهبردی ایران محسوب میشود. این کریدور هند را از طریق بنادر جنوبی ایران، شبکه ریلی و جادهای کشور و سپس دریای خزر یا مسیر زمینی به روسیه و شمال اروپا متصل میکند.
مزیت اصلی این کریدور کاهش زمان و هزینه حمل کالا در مقایسه با مسیر سنتی کانال سوئز است. این موضوع از منظر اقتصادی به معنای افزایش رقابتپذیری صادرکنندگان، کاهش هزینههای لجستیکی و افزایش سرعت گردش سرمایه خواهد بود. در عین حال فعال شدن این مسیر میتواند درآمدهای پایدار ترانزیتی برای ایران ایجاد کند. درآمدی که برخلاف صادرات نفت، کمتر تحت تاثیر نوسانات بازارهای جهانی قرار میگیرد.
کریدور شمال–جنوب صرفا یک پروژه حملونقل نیست بلکه بستری برای شکلگیری سرمایهگذاری در بنادر، صنایع لجستیکی، انبارداری، خدمات گمرکی، بیمه حملونقل و حملونقل ترکیبی است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که توسعه چنین کریدورهایی، زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی و اشتغال را در مناطق پیرامونی ایجاد میکند.
کریدور شرق–غرب؛ رقابتی که ایران نباید از آن غافل شود
کریدور شرق–غرب با هدف اتصال اقتصادهای شرق آسیا به بازارهای اروپا شکل گرفته است. اگرچه ایران یکی از مناسبترین مسیرهای طبیعی این کریدور محسوب میشود اما در سالهای اخیر مسیرهای جایگزین مانند کریدور میانی از طریق قزاقستان، دریای خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه، سهم قابل توجهی از ترانزیت منطقه را به خود اختصاص دادهاند.
این رقابت نشان میدهد که مزیت جغرافیایی به تنهایی کافی نیست. زیرساختهای مدرن، کاهش زمان توقف کالا در گمرک، توسعه حملونقل ریلی، دیجیتالی شدن فرآیندهای تجاری و ثبات مقررات، عواملی هستند که تعیین میکنند صاحبان کالا کدام مسیر را انتخاب کنند.
بنابراین ایران برای حفظ سهم خود از تجارت منطقهای، باید علاوه بر توسعه فیزیکی زیرساختها، بر اصلاح فرآیندهای اداری، تسهیل تجارت و افزایش بهرهوری خدمات لجستیکی نیز تمرکز کند.
چابهار؛ حلقه اتصال ایران به اقیانوس هند
بندر چابهار تنها بندر اقیانوسی ایران است و از منظر ژئوپلیتیکی جایگاه ویژهای دارد. این بندر علاوه بر فراهم کردن دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به آبهای آزاد، مسیر ارتباطی هند با افغانستان و آسیای مرکزی را نیز تسهیل میکند.
اهمیت واقعی چابهار زمانی افزایش مییابد که راهآهن چابهار–زاهدان و اتصال آن به شبکه ریلی کشور تکمیل شود. در این صورت، چابهار میتواند به حلقه اتصال کریدور شمال–جنوب، مسیر شرق–غرب و شبکه حملونقل داخلی تبدیل شود.
توسعه چابهار نه تنها موجب رونق اقتصادی استان سیستان و بلوچستان خواهد شد، بلکه ظرفیت ایران را برای جذب بار ترانزیتی منطقه نیز افزایش میدهد و نقش کشور را در زنجیره تأمین جهانی تقویت میکند.
ریمدان؛ دروازه نوظهور شرق ایران
منطقه آزاد ریمدان در مرز ایران و پاکستان قرار گرفته و از نظر جغرافیایی نزدیکترین نقطه ایران به بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) است. این ویژگی ریمدان را به یکی از مهمترین ظرفیتهای توسعه تجارت شرق کشور تبدیل کرده است.
در شرایطی که تجارت جهانی با ریسکهای ناشی از تنشهای منطقهای روبهروست، توسعه ریمدان میتواند امکان تنوعبخشی به مسیرهای صادرات و واردات را فراهم کند. این منطقه ظرفیت آن را دارد که به مرکز صادرات کالاهای ایرانی به پاکستان و حتی بازار چین تبدیل شود و همزمان مسیر جدیدی برای واردات کالا از جنوب آسیا ایجاد کند.
البته تحقق این ظرفیت مستلزم سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای حملونقل، پایانههای مرزی، انبارهای لجستیکی، سامانههای گمرکی و اتصال ریلی به چابهار است. بدون این اقدامات، مزیت جغرافیایی ریمدان به تنهایی نمیتواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود.
انزلی؛ دروازه ایران به اوراسیا
منطقه آزاد انزلی مهمترین گره تجاری ایران در سواحل دریای خزر محسوب میشود. این منطقه امکان ارتباط مستقیم با روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و سایر کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا را فراهم میکند.
در سالهای اخیر و به ویژه پس از تغییر الگوهای تجارت روسیه، اهمیت بنادر شمالی ایران افزایش یافته است. توسعه حملونقل دریایی در دریای خزر، اتصال بنادر به شبکه ریلی کشور و افزایش ظرفیت لجستیکی انزلی میتواند سهم ایران را در تجارت با بازارهای شمالی به طور قابل توجهی افزایش دهد.
علاوه بر این، توسعه انزلی موجب کاهش وابستگی تجارت خارجی ایران به مسیرهای جنوبی خواهد شد و تابآوری شبکه حملونقل کشور را در برابر بحرانهای منطقهای افزایش میدهد.
رقابت با کریدور IMEC؛ تهدید یا فرصت؟
معرفی کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) در سال ۲۰۲۳ نشان داد که رقابت بر سر مسیرهای ترانزیتی وارد مرحله جدیدی شده است. این پروژه با مشارکت هند، امارات، عربستان سعودی و کشورهای اروپایی، مسیری را طراحی کرده که بدون عبور از ایران، هند را به اروپا متصل میکند.
اگرچه بسیاری از زیرساختهای این کریدور هنوز تکمیل نشده و تا بهرهبرداری کامل فاصله دارد اما از منظر راهبردی میتواند بخشی از جریان تجارت منطقه را به سمت مسیرهای جایگزین هدایت کند.
در مقابل ایران همچنان از مزیتهای قابل توجهی همچون موقعیت جغرافیایی، دسترسی همزمان به دریاهای شمال و جنوب، شبکه گسترده جادهای و ریلی و نزدیکی به بازارهای بزرگ منطقه برخوردار است. استفاده مؤثر از این مزیتها نیازمند تصمیمگیری سریع، سرمایهگذاری هدفمند و توسعه همکاریهای منطقهای است.
راهبرد مکمل؛ اتصال ریمدان، چابهار و انزلی
مهمترین مزیت ایران زمانی شکل میگیرد که مناطق آزاد ریمدان و انزلی به همراه بندر چابهار نه به عنوان پروژههای مستقل بلکه به عنوان اجزای یک شبکه لجستیکی ملی توسعه یابند.
در این الگو ریمدان دروازه اتصال به پاکستان و جنوب آسیا، چابهار محور ارتباط با اقیانوس هند و انزلی دروازه ورود به روسیه و اوراسیا خواهد بود. اتصال این سه محور از طریق شبکه ریلی و جادهای کشور، ایران را به کریدوری یکپارچه تبدیل میکند که توانایی پاسخگویی به نیازهای متنوع تجارت منطقهای را خواهد داشت.
چنین شبکهای علاوه بر افزایش درآمدهای ترانزیتی، موجب توسعه متوازن مناطق مرزی، ایجاد اشتغال، رشد صنایع لجستیکی، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی و افزایش امنیت اقتصادی کشور خواهد شد.
رقابت آینده اقتصاد جهانی بیش از آنکه بر سر تولید کالا باشد بر سر مدیریت مسیرهای انتقال کالا خواهد بود. ایران از معدود کشورهایی است که به واسطه موقعیت جغرافیایی خود میتواند نقش تعیینکنندهای در این رقابت ایفا کند. اما این ظرفیت تنها زمانی به مزیت اقتصادی پایدار تبدیل خواهد شد که توسعه زیرساختهای حملونقل، تکمیل شبکه ریلی، تسهیل فرآیندهای گمرکی، ارتقای فناوریهای لجستیکی و گسترش همکاریهای منطقهای به صورت هماهنگ دنبال شود.
توسعه همزمان کریدور شمال–جنوب، محور شرق–غرب، بندر چابهار و مناطق آزاد ریمدان و انزلی، نه تنها جایگاه ایران را در تجارت منطقهای تقویت میکند، بلکه میتواند کشور را به یکی از مهمترین مراکز ترانزیتی اوراسیا تبدیل کند. این رویکرد، علاوه بر افزایش درآمدهای ارزی، به تنوعبخشی اقتصاد، تقویت امنیت اقتصادی و ارتقای جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در نظم نوین تجارت جهانی نیز کمک خواهد کرد.»
جدول مقایسه کریدورهای اصلی که از ایران عبور می کنند

مقایسه دو منطقه ریمدان و انزلی
