ارزش بازار: 202 همت
قیمت روز: 2084 تومان ↓ 1.74%

EN

دستیار مدیرعامل تاصیکو:

صنعت بدون توجه به آب و انرژی آینده‌ای ندارد

در سال‌های اخیر آب، انرژی، منابع و مواد معدنی و محیط‌زیست دیگر موضوعاتی حاشیه‌ای در برنامه‌ریزی صنعتی نیستند. ناترازی انرژی، فشار بر منابع آب، تغییرات اقلیمی، افزایش هزینه‌های تولید، کاهش منابع و مواد معدنی و محدودیت‌های زیست‌محیطی، توسعه صنعتی را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

 مرحله‌ای که در آن هیچ پروژه‌ای را نمی‌توان فقط با معیار سود اقتصادی سنجید. توسعه اگر به ظرفیت سرزمینی، منابع طبیعی و مصرفی، پذیرش اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی بی‌توجه باشد. دیر یا زود با هزینه‌های سنگین جبرانی روبه‌رو خواهد شد.

مهدی ترکاشوند، دستیار مدیرعامل در حوزه بهینه‌سازی آب و انرژی شرکت‌های تابعه تاصیکو در گفت‌وگو با روابط عمومی شرکت سرمایه گذاری صدر تامین، توسعه پایدار را بر پایه سه‌گانه اجتماع و فرهنگ، اقتصاد و محیط‌زیست توضیح می‌دهد و تأکید می‌کند که پروژه‌های صنعتی و تولیدی بدون پیوست‌های اجتماعی و زیست‌محیطی، در نهایت به ناترازی، فرسایش منابع و افزایش هزینه‌های ملی منجر می‌شود. او وضعیت آب در ایران را بحرانی می‌داند و با اشاره به مصرف بیش از ۷۰ درصد منابع آب در دسترس معتقد است کشور از مرز بحران عبور کرده و وارد مرحله ابربحران شده است.

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره ضرورت مدیریت مصرف، بازیافت، استفاده مجدد از منابع، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی و طراحی نسخه متناسب با ظرفیت هر منطقه صحبت می‌کند و به اقدامات تاصیکو در مسیر تدوین نقشه راه انرژی، بررسی عدم‌النفع شرکت‌ها از کمبود آب و انرژی، مقایسه مصرف انرژی و تعریف پروژه‌هایی در شرکت‌های زیرمجموعه اشاره می‌کند.

اگر بخواهیم توسعه پایدار را به زبان ساده تعریف کنیم، منظور دقیقاً چیست؟

توسعه پایدار یعنی توسعه‌ای که فقط به اقتصاد نگاه نکند. این مفهوم بر سه پایه استوار است: اجتماع و فرهنگ، اقتصاد و  نهایتا محیط‌ زیست. اگر در یک پروژه فقط به سود اقتصادی توجه کنیم و پیوست‌های اجتماعی و زیست‌محیطی را نادیده بگیریم در واقع توسعه پایدار اتفاق نیفتاده است.

در سطح جهانی هم در چارچوب اهداف توسعه پایدار سازمان ملل بندها و محورهای متعددی تعریف شده که بخش قابل توجهی از آن به موضوعات زیست‌محیطی، آب، حکمرانی آب، مدیریت آب و انرژی و مدیریت منابع و مواد مصرفی اختصاص دارد. بنابراین توسعه پایدار فقط یک شعار نیست بلکه یک چارچوب مدیریتی است که می‌گوید هر پروژه باید هم‌زمان از نظر اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی قابل دفاع باشد.

چرا در ایران بحث ناترازی تا این اندازه پررنگ شده است؟

یکی از دلایل اصلی ناترازی در کشور این است که در بسیاری از پروژه‌ها، پیوست‌های اجتماعی و زیست‌محیطی جدی گرفته نشده‌اند. ما گاهی کارخانه یا واحد صنعتی ایجاد کرده‌ایم اما به ظرفیت منطقه، منابع آب، اثرات محیط‌زیستی و پذیرش اجتماعی آن توجه کافی نکرده‌ایم.

نتیجه این رویکرد شکل‌گیری مشکلاتی مانند کمبود آب، آلودگی و هزینه‌های جبرانی بسیار بالا بوده است. وقتی یک پروژه بدون توجه به ظرفیت واقعی منطقه اجرا می‌شود، ممکن است در کوتاه‌مدت به تولید برسد، اما در بلندمدت فشار آن بر منابع طبیعی، جامعه محلی و حتی خود صنعت بازمی‌گردد. ناترازی امروز، حاصل همین بی‌توجهی‌های انباشته است.

وضعیت آب در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وضعیت آب در ایران واقعاً بحرانی است. بارندگی سالانه کشور حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیارد مترمکعب است و میانگین بارش نیز حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلی‌متر در سال برآورد می‌شود که کمتر از نصف میانگین جهانی است.

از طرف دیگر، تغییر اقلیم باعث شده الگوی بارش‌ها بی‌نظم شود؛ هم از نظر زمان و هم از نظر مقدار. بارش‌های بسیار کم، عملاً فایده قابل توجهی ندارند و بارش‌های بسیار شدید هم می‌توانند به سیلاب و فرسایش خاک منجر شوند. بنابراین مسئله فقط کم‌بارشی نیست؛ مسئله بی‌نظمی بارش، کاهش قابلیت برنامه‌ریزی و افزایش آسیب‌پذیری منابع آب است.

وقتی بیش از ۷۰ درصد منابع آب در دسترس مصرف می‌شود، عملاً در وضعیت ابربحران قرار داریم. این میزان مصرف، نشان می‌دهد فشار بر منابع آب از حد قابل تحمل عبور کرده و اگر مدیریت نشود، پیامدهای آن برای صنعت، کشاورزی و حتی زندگی شهری بسیار سنگین خواهد بود.

منظور از ابربحران آب چیست؟

اگر مصرف آب زیر ۱۰ درصد منابع در دسترس باشد، وضعیت نرمال است. مصرف بین ۱۰ تا ۲۰ درصد، وضعیت شبه‌بحران ایجاد می‌کند. بین ۲۰ تا ۴۰ درصد وارد مرحله بحران می‌شویم و مصرف بالای ۴۰ درصد به معنای ابربحران است.

حالا وقتی می‌گوییم در ایران مصرف از ۷۰ درصد هم عبور کرده یعنی کشور از مرز بحران گذشته و وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان با روش‌های معمول و کوتاه‌مدت آن را مدیریت کرد. در چنین شرایطی ادامه برداشت بدون توجه به ظرفیت منابع، می‌تواند تبعات جدی برای آینده تولید، کشاورزی، صنعت و زیست شهری داشته باشد.

در چنین شرایطی چه رویکردی باید در مدیریت منابع دنبال شود؟

اصل مهم این است که هر سیستم تولیدی و هر منبع طبیعی، ظرفیت مشخصی دارد. ما باید میزان برداشت از آب، انرژی و منابع معدنی و مصرفی را متناسب با ظرفیت واقعی تنظیم کنیم. نمی‌توان از یک منبع بیش از ظرفیت احیا، بازسازی یا تحمل آن برداشت کرد و انتظار داشت پایداری آن حفظ شود.

طبیعت هم مانند یک سیستم صنعتی، حد خودپالایی دارد. اگر از این حد عبور کنیم. نتیجه آن فرسایش، آلودگی و از بین رفتن پایداری خواهد بود. متأسفانه در بسیاری از موارد، به جای مدیریت درست، فقط برداشت بیشتر داشته‌ایم. برای مثال در مورد آب، چاه‌ها را هر بار عمیق‌تر کرده‌ایم، اما مسئله اصلی را حل نکرده‌ایم. مدیریت منابع یعنی قبل از رسیدن به نقطه فروپاشی، ظرفیت‌ها را بشناسیم و مصرف را با واقعیت‌های سرزمینی هماهنگ کنیم.

در جهان امروز چه رویکردهایی در حوزه مدیریت آب، انرژی و مواد اولیه وجود دارد؟

مفاهیمی مانند Reduce، Recycle و Reuse در حوزه مدیریت آب، انرژی و مواد اولیه و مصرفی مورد تاکید قرار گرفته که جایگاه ویژه‌ای در این زمینه به ویژه در مدیریت صنعتی دارد. Reduce به معنای کاهش مصرف است. یعنی آب، انرژی و مواد اولیه و مصرفی را بهینه مصرف کنیم. Recycle به معنای بازیافت و بازیابی است. یعنی چیزی که در فرآیند تولید مصرف شده را دوباره به چرخه برگردانیم. Reuse نیز به معنای استفاده مجدد است. یعنی ماده یا انرژی بازیابی‌شده دوباره قابل استفاده شود.

برای مثال در برخی صنایع، گازهای حاصل از فرآیندها می‌تواند بازیابی شود و دوباره برای تولید برق یا انتقال انرژی به کار برود. این نگاه، هم اقتصادی است و هم زیست‌محیطی. وقتی یک مجموعه صنعتی بتواند مصرف خود را کاهش دهد، بخشی از منابع را بازیافت کند و دوباره از آن‌ها استفاده کند، هم هزینه‌های تولید را مدیریت کرده و هم فشار کمتری به محیط‌زیست وارد کرده است.

وضعیت تاصیکو و شرکت‌های زیرمجموعه در حوزه آب و انرژی چگونه است؟

تاصیکو در این حوزه‌ها در حال حرکت به سمت تدوین و اجرای یک نقشه راه انرژی، آب و مواد مصرفی است. یکی از اقدامات مهم جمع‌آوری گزارش عدم‌النفع شرکت‌ها به دلیل کمبود آب و انرژی است تا مشخص شود هر شرکت چه میزان آسیب دیده، کدام بخش‌ها بیشترین فشار را تحمل کرده‌اند و سرمایه‌گذاری باید در چه نقاطی انجام شود.

همچنین مقایسه مصرف گاز و انرژی شرکت‌ها با سال‌های گذشته در دستور کار قرار دارد. این کار کمک می‌کند روند مصرف، نقاط پرهزینه و فرصت‌های بهینه‌سازی مشخص شود. هدف‌گذاری‌هایی نیز برای آینده دیده شده که از جمله آن می‌توان به راه‌اندازی نیروگاه ۸۰۰ مگاواتی تا سال ۱۴۰۶ اشاره کرد.

در برخی شرکت‌های زیرمجموعه مانند خاک چینی، مس باهنر و نسوز ایران نیز پروژه‌های مشخصی در حوزه آب و انرژی تعریف شده است؛ از دیزل ژنراتور و نیروگاه خورشیدی گرفته تا تصفیه فاضلاب شهری. این اقدامات نشان می‌دهد مسئله آب و انرژی در تاصیکو فقط در حد گزارش و هشدار باقی نمانده و در حال تبدیل شدن به برنامه اجرایی در شرکت‌های مختلف است.

آیا استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر برای همه مناطق و همه صنایع نسخه واحدی دارد؟

خیر. انرژی تجدیدپذیر فقط به معنای انرژی خورشیدی نیست. باید بر اساس نیاز و ظرفیت هر منطقه تصمیم بگیریم. در یک منطقه ممکن است انرژی بادی بهترین گزینه باشد، در منطقه‌ای دیگر انرژی خورشیدی و در برخی نقاط حتی زمین‌گرمایی یا استفاده از متان حاصل از فضولات دامی می‌تواند اقتصادی‌تر باشد.

مهم این است که به جای نسخه واحد، برای هر منطقه نسخه متناسب طراحی شود. اگر بدون توجه به ظرفیت‌های بومی و شرایط اقلیمی هر منطقه فقط یک راه‌حل را برای همه جا تجویز کنیم، ممکن است سرمایه‌گذاری انجام شود، اما بازدهی لازم به دست نیاید. رویکرد درست این است که ابتدا ظرفیت هر منطقه شناسایی شود و بعد بر اساس همان ظرفیت مدل انرژی مناسب طراحی شود.

قانون درباره توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و مدیریت مصرف انرژی چه می‌گوید؟

طبق ماده ۱۶ قانون جهش دانش‌بنیان، صنایع باید بخشی از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند. این قانون بسیار مهم است. اما نکته اینجاست که اجرای آن نباید فقط محدود به نصب پنل خورشیدی شود.

باید دید هر مجموعه و هر منطقه چه ظرفیتی دارد و کدام منبع انرژی برای آن به‌صرفه‌تر و پایدارتر است. قانون می‌تواند مسیر را مشخص کند، اما اجرای موفق آن نیازمند طراحی دقیق، شناخت منطقه و انتخاب فناوری مناسب است. اگر این موضوع فقط به یک اقدام شکلی تبدیل شود، ممکن است به هدف اصلی که همان پایداری و کاهش فشار بر شبکه انرژی است، نرسیم.

در پایان پیام اصلی شما برای صنعت و مجموعه‌های معدنی چیست؟

پیام اصلی من این است که مفهوم توسعه در کنار مباحث اقتصادی و مالی – اجتماعی و فرهنگی بدون توجه به آب، انرژی، مواد مصرفی و محیط‌زیست، توسعه پایدار نیست. اگر امروز برای این مسائل برنامه‌ریزی نکنیم، فردا باید هزینه‌های چندبرابری پرداخت کنیم.

نگاه درست این است که از همین حالا ظرفیت‌ها را بسنجیم، مصرف را مدیریت کنیم، از انرژی‌های متناسب با هر منطقه استفاده کنیم و توسعه را بر پایه تعادل پیش ببریم. صنعت و معدن برای ادامه مسیر خود ناچارند مسئله منابع را جدی بگیرند. آب، انرژی و محیط‌زیست دیگر موضوعات جانبی نیستند این‌ها به ضرورت‌های راهبردی توسعه تبدیل شده‌اند.