اخبار مرتبط
چرا ذوبآهن اصفهان «مادر صنعت» کشور است؟
عنوان «مادر صنعت» سالهاست که با نام ذوبآهن اصفهان پیوند خورده است. با این حال، این پرسش اساسی مطرح است: چرا ذوبآهن اصفهان شایسته این عنوان است؟
به گزارش روابط عمومی شرکت سرمایهگذاری صدر تامین (تاصیکو)، این پرسش، محور گفتوگوی مفصل با مهدی ترکاشوند بود. پاسخهای ارائه شده طیف گستردهای از مسائل تاریخی، فنی و مدیریتی شرکت را پوشش میدهد. تصمیم گرفته شد که این دیدگاههای جامع، در قالب مصاحبه، با مخاطبان و تمامی علاقهمندان به صنعت فولاد به اشتراک گذاشته شود که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
ترکاشوند که مدرک مهندسی محیط زیست دارد، سالها با ذوبآهن مأنوس بوده و از چموخم این صنعت به خوبی آگاه است. او ابتدا به قدمت تاریخی اشاره کرد و گفت: ذوبآهن اکنون حدود ۵۸ سال از چرخه حیات خود را پشت سر میگذارد. اما میدانید قدمت زمانی فقط وقتی ارزشمند است که با بهروز بودن همراه شود. ذوبآهن توانسته در تمام این سالها، خود را پیوسته بهروز کند و همین استمرار را به یک برگِ برنده تبدیل کرده است.
ترکاشوند با بیان اینکه ذوبآهن یک دانشگاه عملیاتی است، گفت: مگر نه اینکه همگان از پیوند دانشگاه و صنعت بهعنوان یک ضرورت سخن میگویند؟ مگر نه اینکه کارشناسان میگویند مشکل اصلی این است که دانشگاه از صنعت جدا افتاده است؟ این مسئله در ذوبآهن اصفهان حل شده است. ذوبآهن با وجود تکنولوژی قدیمی، برای بهروزرسانی ناگزیر بود این پیوند را برقرار کند، و موفق شد.
از او خواستم منظورش از دانشگاه عملیاتی را در ذوب آهن واضح تر بیان کند: وقتی از “دانشگاه عملیاتی” سخن میگویم، منظورم بینرشتهای بودن علم در صنعت ذوبآهن است. یعنی در این مجموعه، فیزیک را میبینید، شیمی را میبینید، علوم کاربردی را میبینید؛ در شاخههای مهندسی نیز از کشاورزی گرفته تا مکانیک، عمران، متالورژی، الکترونیک، برق، شیمی و مخابرات، همه در کنار هم حضور دارند. همین کاربردِ همزمانِ این دانشها باعث شده ما با قطعیت بگوییم: اینجا یک دانشگاه عملیاتی است.
این دانشآموخته دانشگاه شهیدبهشتی تهران در ادامه به موضوع مهم منابع انسانی پرداخت و تأکید کرد: در این دانشگاه عملیاتی، نیروهای انسانی ماهر تربیت میشوند. افرادی که هم دانش فنی دارند و هم مهارت بهکارگیری آن دانش را. یکی از دلایل این امر همان بینرشتهای بودن و چرخش شغلی نیروهای انسانی در بخشهای مختلف و کارگاههای متعدد است که منجر به شکلگیری پکیجی از دانش و تجربه در هر فرد میشود. چنین نیرویی بدون تردید، نظامپذیرتر و توانمندتر در انجام امور گوناگون است. در مجموع، این فرآیند یعنی تولید دانش کاربردی.
ترکاشوند ادامه داد: این تولید دانش منجر به تمایز انحصاری ذوبآهن از دیگر صنایع بزرگ شده است؛ بهگونهای که تقریباً تمام نیازهای اصلاحی، توسعهای و تعمیراتی، درون مجموعه و با تکیه بر همین نیروی انسانی ماهر و دانا انجام میشود. البته نکته مهمی هم اینجا وجود دارد و آن هم استفاده از توان فنی و دانش منابع انسانی ذوب آهن در سایر صنایع فولادی کشور است که حضور این نیروهای با تجربه و با دانش خود به خود در توسعه صنعت کشور هم نقش بسزایی دارد.
وی در بخش دیگری از سخنانش به گستره صنعتی ذوبآهن اشاره کرد و گفت: این گستره از دو جنبه قابل بررسی است. نخست، جنبه درونسازمانی، که شامل وسعت بزرگ مجموعه با بخشهای متعدد مدیریتی، فنی و عملیاتی و خطوط تولید متنوع است و دوم، جنبه برونسازمانی، یعنی فعالیت در گسترهای به نام ایران.
ترکاشوند ادامه داد: شاید به این جنبه برونسازمانی کمتر توجه شده باشد، اما کافی است دقت کنید؛ در هر بخش از ایران، ردّی از ذوبآهن اصفهان دیده میشود. در کرمان، زغال رد پایی از ذوب آهن است، در خراسان، سنگآهن رد پای ذوب آهن است، در بندرعباس و در اسکله رد پای ذوب آهن وجود دارد. در شمال کشور و کنار دریای خزر، نام ذوبآهن میدرخشد. به واقع، از شرق تا غرب، شمال تا جنوب، در مرکز ردّ پای ذوبآهن اصفهان را میبینید. این آثار مستقیماند؛ اگر آثار غیرمستقیم را در نظر بگیریم، باید گفت در هر شهر، خیابان، کوچه و حتی خانهای، نشانی از ذوبآهن وجود دارد. از سویی دیگر از فرآیندهای عملیاتی در ذوب آهن محصولاتی به دست می آیند که خود پیشران صنایع دیگر محسوب می شوند که نمونه بارز آن پالایشگاه قطران است که از فرآیند زغال به کک در ذوب آهن شکل گرفت و در منطقه و حتی در دنیا رقیبی ندارد. حالا شما بگویید کدام مجموعه چنین گستره و تأثیری دارد؟
پس از گستره صنعتی، ترکاشوند به گستره اجتماعی ذوبآهن پرداخت و از حدود ۲۰ هزار نفر نیروی کار این شرکت به عنوان «۲۰ هزار سفیر انسانی» یاد کرد و گفت: هر کدام از این افراد در برندسازی اجتماعی ذوبآهن نقشآفریناند و تصویر مثبتی از این مجموعه بزرگ در جامعه ایجاد میکنند. موضوعاتی چون اشتغال و تأمین معیشت که عیان هستند، نیازی به توضیح ندارند، اما این وجه انسانی و اجتماعی، خود گویای عمق اثر ذوبآهن در زندگی مردم ایران است.
یکی دیگر از دلایل مورد نظر ترکاشوند برای «مادرِ صنعت» بودن ذوبآهن، محصولات نهایی این مجموعه بود. او تصریح کرد: بحث محصولات، طبیعتاً فلسفه وجودی ذوبآهن است و شاید مهمترین دلیل نیز همین باشد. اما عمداً آن را در پایان آوردم تا با نخستین دلیل پیوند بخورد و بتوانم بگویم مجموعه این عوامل، در کنار هم، کلکسیونی از دلایل را برای ایجاد یک مفهوم واحد ـ یعنی مادرِ صنعت بودن ذوبآهن اصفهان ـ فراهم میکنند. هنگامی که این دلایل را در کنار هم میگذاریم، همه در جهت تبیین این جایگاه واحد معنا پیدا میکنند.
او در ادامه افزود: باید گفت تنوع محصولات ذوبآهن اصفهان منحصربهفرد است. شما کمتر جایی را مییابید که همزمان انواع تیرآهن را با استانداردهای متفاوت تولید کند، در کنار آن میلگرد با تنوع بالا بسازد، ریل پرسرعت روی خروجی خط تولیدش باشد و همزمان ریل معمولی نیز بسازد. فعالان صنعت بهخوبی میدانند که این یعنی یکپارچگی عمیق میان مکانیزمهای ماشینی و نیروی انسانی ماهر و آگاه. چنین هماهنگی پیچیدهای در عین گستردگیِ بخشی و حوزهای را شما فقط در جایی مثل ذوب آهن می بینید.