در سالهای اخیر، شرکت سرمایهگذاری صدرتامین (تاصیکو) بهعنوان بازوی معدنی شستا، تحولات راهبردی مهمی را در دستور کار قرار داده است. تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش، کاهش خامفروشی و حرکت به سمت تولید راهبردی، از جمله محورهایی است که در استراتژیهای جدید این هلدینگ معدنی دیده میشود.
به گزارش روابط عمومی شرکت سرمایهگذاری صدر تامین (تاصیکو)، در همین راستا، جمشید مهرابی، عضو غیرموظف هیئتمدیره تاصیکو، در گفتوگو با ماهنامه «صدر تحلیل»، به تشریح راهبردها، عملکرد و چشمانداز آینده این هلدینگ معدنی پرداخته است.
از منظر آیندهنگری و آیندهپژوهی، استراتژی تاصیکو را در بخشهای چهارگانه اعلامشده چگونه ارزیابی میکنید و این استراتژیها چه مزیتهایی برای تاصیکو به همراه خواهند داشت؟
استراتژیهای شرکت سرمایهگذاری صدرتامین (تاصیکو) برای تقویت جایگاه معدنی شستا و افزایش درآمدهای این مجموعه، بر چهار رکن اساسی استوار است: تمرکز بر پرتفوی فلزات گرانبها، توسعه صادرات، تکمیل پروژههای نیمهتمام و توسعه فعالیتهای اکتشافی. این چهار محور در واقع بهعنوان نقشه راه آینده تاصیکو تعریف شدهاند و نشاندهنده تغییر رویکرد این هلدینگ از یک سرمایهگذار صرف به سمت تکمیل زنجیره ارزش معدن و کاهش خامفروشی هستند.
با توجه به روندهای اقتصاد جهانی و شرایط داخلی ایران، اجرای این استراتژیهای چهارگانه مزایای متعددی برای تاصیکو به همراه دارد. در حوزه توسعه پرتفوی فلزات گرانبها و پایه، پیشبینیهای جهانی حاکی از افزایش تقاضا برای فلزات استراتژیکی مانند مس در صنایع انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی است. از سوی دیگر، پایداری نسبی قیمت طلا در بازارهای بینالمللی تا افق ۲۰۲۶، باعث میشود تمرکز بر این فلزات، تابآوری اقتصادی تاصیکو را در برابر نوسانات ارزی افزایش داده و نقش یک پناهگاه امن سرمایهگذاری را ایفا کند.
در بخش توسعه صادرات نیز، با توجه به نیاز مبرم اقتصاد ایران به درآمدهای غیرنفتی، حضور فعال تاصیکو در بازارهای جهانی میتواند منجر به ارزآوری مستقیم و کاهش ریسکهای ناشی از رکود یا اشباع بازار داخلی شود. این موضوع بهویژه در سالهای پیشرو اهمیت دوچندانی خواهد داشت.
تکمیل پروژههای نیمهتمام، مانند پروژه طلای تفتان، یکی دیگر از ارکان کلیدی این استراتژی است. نهاییسازی این پروژهها با تسریع در چرخه تولید، جریان نقدینگی شرکت را تقویت کرده و از هدررفت سرمایههای راکد در طرحهای سنواتی جلوگیری میکند؛ موضوعی که مستقیماً بر سودآوری سهامداران تأثیرگذار است.
در نهایت، توسعه فعالیتهای اکتشافی با توجه به تغییر «قاعده بازی در معدن» و نیاز روزافزون به کشف ذخایر جدید، تضمینکننده تأمین پایدار خوراک واحدهای فرآوری و افزایش ارزش خالص داراییهای هلدینگ در بلندمدت خواهد بود. مجموع این اقدامات، تاصیکو را به یک بازیگر کلیدی در زنجیره ارزش معدن تبدیل میکند که میتواند تهدیدهای کلان اقتصادی کشور را به فرصتهای رشد تبدیل کند.
ارزیابی شما از عملکرد تاصیکو، بهویژه در یکسال اخیر، در بخشهای مختلف چگونه است؟
بررسی عملکرد ۹ماهه صدر تامین نشان میدهد که این هلدینگ در حال گذار از یک نهاد صرفاً سرمایهگذار به یک «تولیدکننده راهبردی» در زنجیره ارزش معدن است. بر اساس گزارشهای عملکردی و جلسات ارزیابی ششماهه و ۹ماهه، عملکرد تاصیکو در سال جاری را میتوان در پنج محور اصلی دستهبندی کرد.نخست، انضباط مالی و سودآوری است. تاصیکو در یکسال اخیر توانسته با مدیریت بهینه سبد سهام، سود نقدی قابل توجهی را به سهامدار عمده خود، یعنی شستا، منتقل کند. واریز ۸۵۰ میلیارد تومان سود سهام در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، نمونهای روشن از تحقق بودجه و تعهدات مالی این مجموعه است.محور دوم، پیشرفت پروژههای استراتژیک است. در حوزه فلزات گرانبها، بهویژه در شرکت توسعه معادن طلای کردستان (پروژه طلای قلقله) و شرکت توسعه معادن پارس تامین (طلای تفتان)، تمرکز بر تجهیز معادن و احداث زیرساختها بهصورت جدی دنبال شده است. همچنین افزایش ظرفیت کارخانههای طلا بهعنوان یک اولویت اجرایی در دستور کار قرار دارد.توسعه بخش زغالسنگ سومین محور عملکردی تاصیکو است. در سال اخیر، این هلدینگ بر بازنگری در مدلهای بهرهبرداری زغالسنگ و یافتن کاربردهای جدید برای این ماده معدنی تمرکز کرده تا چالشهای سودآوری برخی شرکتهای تابعه را برطرف کند.چهارمین محور، شفافیت و نظارت است. برگزاری منظم جلسات ارزیابی عملکرد ششماهه و ۹ماهه برای تمام شرکتهای تابعه، نشاندهنده استقرار یک نظام نظارتی دقیق بر شاخصهای تولید، فروش و مدیریت پروژههاست.
پنجمین محور نیز تجدید ارزیابی داراییهاست. برخی زیرمجموعههای تاصیکو، از جمله شرکت فرآوردههای نسوز ایران، برنامههای افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی داراییها را در سال اخیر آغاز کردهاند که این اقدام به اصلاح ساختار مالی و افزایش توان تأمین مالی پروژههای توسعهای کمک میکند.
با توجه به تحصیلات و سوابق شغلیتان، تاصیکو برای دستیابی به توسعه پایدار چه رویکردی باید اتخاذ کند؟
در مسیر توسعه پایدار، تعیین تکلیف برخی شرکتها از اهمیت بالایی برخوردار است. بررسی وضعیت شرکتهای کاشی و سرامیک در پرتفوی تاصیکو، مانند کاشی الوند و کاشی سعدی، نشان میدهد که این بخش علیرغم سودآوری، همراستایی ماهوی با استراتژی کلان هلدینگ که بر فلزات استراتژیک و زنجیره ارزش معدن متمرکز است، ندارد.
از اینرو پیشنهاد میشود تاصیکو رویکرد «خروج تدریجی و جایگزینی» یا« Exit and Reinvest» را در قبال این شرکتها در پیش بگیرد. دلیل اصلی این پیشنهاد، عدم همراستایی استراتژیک است. صنعت کاشی و سرامیک بیشتر یک صنعت تولیدی ـ ساختمانی محسوب میشود تا معدنی خالص و مدیریت آن موجب پراکندگی منابع مالی و توان مدیریتی هلدینگ میشود.از سوی دیگر، شدت رقابت، حاشیه سود پایینتر نسبت به استخراج طلا یا مس و فرسودگی تکنولوژیک خطوط تولید، از دیگر دلایل خروج از این بخش است. بسیاری از این واحدها نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای نوسازی هستند که بازدهی آن با اهداف کلان تاصیکو همخوانی ندارد.
این واگذاریها چه مزیتهایی برای تاصیکو ایجاد میکند؟
فروش این شرکتها در گام نخست میتواند نقدینگی قابل توجهی برای تکمیل سریعتر پروژههای پیشرانی مانند طلای تفتان یا فولاد اکسین فراهم کند؛ پروژههایی که نرخ بازگشت سرمایه بالاتری دارند. از سوی دیگر، این اقدام موجب بهبود نسبت P/E هلدینگ میشود، چرا که بازار سرمایه معمولاً برای هلدینگهای تخصصی متمرکز بر یک حوزه پرسود، ارزشگذاری بالاتری قائل است.
با توجه به افق ۱۴۰۵، ماندگاری طولانیمدت در صنعت کاشی و سرامیک با هویت جدید تاصیکو بهعنوان «قطب فلزات و استخراج معدنی» همخوانی ندارد. خروج هوشمندانه از این بخش و تزریق منابع آن به زنجیره مس و طلا، میتواند جهش سودآوری و رشد پایدار ارزش سهام تاصیکو را رقم بزند.
در حوزه فلزات گرانبها، تاصیکو چه برنامهای برای مس باهنر دارد؟
مس باهنر بهعنوان یکی از داراییهای استراتژیک تاصیکو، در سال ۲۰۲۶ با چالشی مهم مواجه است؛ شکاف میان ظرفیت تولیدی بالا و وابستگی شدید به تأمین کاتد، در کنار نوسانات قیمت جهانی مس. با توجه به هزینهبر و زمانبر بودن سرمایهگذاری مستقیم در معادن جدید مس، میتوان رویکردهای جایگزینی را دنبال کرد.
یکی از این رویکردها، تأمین عمودی از طریق مشارکت در استخراج است. تاصیکو میتواند بهجای خرید مستقیم معدن، در قالب قراردادهای مشارکتی یا Off-take Agreements وارد عمل شود. تهاتر سرمایه با محصول نیز در همین چارچوب قابل تعریف است؛ به این معنا که تاصیکو در توسعه معادن کوچک و متوسط سرمایهگذاری کند و در مقابل، کاتد مورد نیاز مس باهنر را با قیمت تمامشده و اولویت بالا پیشخرید کند.رویکرد دوم، تمرکز بر بازیافت و «نهضت قراضه» یا «Urban Mining» است. توسعه واحدهای ذوب و ریختهگری قراضه و افزایش بازیابی مس از ضایعات الکترونیکی و صنعتی، وابستگی به کاتد دولتی را کاهش داده و حاشیه سود را افزایش میدهد.تغییر سبد محصول به سمت محصولات هایتک، سومین مسیر پیشنهادی است. تولید محصولاتی مانند فویلهای مسی فوقنازک مورد استفاده در باتریهای لیتیومی یا لولههای مسی خاص، ارزش افزوده بالاتری نسبت به نیمهساختههای ساده ایجاد میکند و اثر نوسانات قیمت کاتد را کاهش میدهد.در نهایت، مدیریت ریسک ارزی و قیمت جهانی از طریق ابزارهای هجینگ در بورس کالا و بازارهای آتی، برای حفظ سودآوری مس باهنر ضروری است.
جنگ تحمیلی اخیر چه چالشهایی برای صنایع و اقتصاد کشور به همراه خواهد داشت؟
جنگها فراتر از تلفات انسانی و ویرانی زیرساختها، عمیقترین ضربات را بر پیکره اقتصاد کشورها وارد میآورند. در چنین شرایطی، خط مقدم دفاع اقتصادی نه در میدانهای نبرد، بلکه در کارگاههای تولید، خطوط تأمین و دفاتر کسبوکارها قرار دارد. تجربه جهانی نشان داده که هرگاه شبکه تولید و اشتغال در دوران جنگ پابرجا مانده، روند بازسازی پساجنگ با سرعت و هزینه کمتری رقم خورده است.
در چنین شرایطی چه راهکارهایی برای حفظ تولید و پیشگیری از بیکاری وجود دارد؟
چهار راهکار در این وضعیت پیشنهاد میشود. یکی از این راهکارها راهاندازی خط اعتباری اضطراری با نرخ سود یارانهای است. تجربه کشورها نشان میدهد که مؤثرترین اقدام فوری در هفتههای نخست جنگ، تزریق نقدینگی به بنگاهها از طریق شبکه بانکی با نرخ سود پایینتر از نرخ بازار و با فرآیندهای اعتباری سادهشده است.
تعلیق موقت تعهدات مالیاتی و بیمهای و معوقهسازی اقساط یکی دیگر از این پیشنهادات است. به این صورت که به مدت ششماه، همه جرایم دیرکرد مالیاتی و بیمهای بخشوده شود و بنگاهها امکان تسویه معوقات خود را به صورت اقساط بلندمدت و بدون جریمه داشته باشند.
راهاندازی سامانه شفاف تخصیص ارز برای تأمین مواد اولیه و قطعات هم راهکاری دیگر برای شرایط پساجنگ به شمار میرود. یکی از گلوگاههای اصلی تولید در شرایط جنگ، محدودیت در دسترسی به مواد اولیه و قطعات وارداتی است. پیشنهاد مشخص این است که سامانهای یکپارچه و شفاف برای ثبت سفارش و تخصیص ارز به تولیدکنندگان فعال راهاندازی شود که بر مبنای سوابق تولیدی و اشتغال بنگاه، اولویتبندی دقیقی انجام دهد.
نهایتاً تأسیس صندوق بیمه بیکاری کوتاهمدت با مشارکت دولت و بنگاهها نیز راهکار چهارم برای حفظ تولید و پیشگیری از بیکاری است. در شرایط جنگی که تعطیلی برخی بنگاهها اجتنابناپذیر به نظر میرسد، بهترین راهکار برای جلوگیری از سقوط کارگران به دام فقر مطلق، طراحی نظام بیمه بیکاری موقت و شرطی است.
به عبارت دیگر همه باید به این نکته توجه کنیم که حفظ تداوم فعالیت بنگاههای اقتصادی در شرایط جنگ، نه یک انتخاب، بلکه یک الزام راهبردی است. تجربه کشورهایی که از بحرانهای امنیتی و جنگی عبور کردهاند، نشان میدهد که هر یک روز تعطیلی خطوط تولید، معادل سه روز کوشش در دوران بازسازی، هزینه به همراه دارد. چاره کار، گذار از نگاه بخشنامهای و مقطعی به رویکردی نظاممند و همهجانبه است که در آن، تأمین مالی بنگاهها، اصلاح مقررات و حمایت از نیروی کار در یک بسته سیاستی منسجم طراحی و اجرا شود. تنها در این صورت است که میتوان از اقتصاد کشور در برابر شوکهای بحران محافظت کرد و زیرساختهای لازم برای جهش پسابحران را پابرجا نگه داشت.
در پایان، چه پیشنهادی برای دستیابی تاصیکو به توسعه پایدار دارید؟
تاصیکو برای تحقق توسعه پایدار باید فراتر از نگاه صرفاً مالی، رویکردی جامع در چهار حوزه مدیریتی، عملیاتی، زیستمحیطی و تکنولوژیک اتخاذ کند. حرکت به سمت معدنکاری سبز و هوشمند، استفاده از اینترنت اشیا و پهپادها، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، تکمیل زنجیره ارزش، استقرار مدلهای ESG و توجه به مسئولیتهای اجتماعی، از جمله الزامات این مسیر است.
در نهایت تاصیکو از منظر توسعه پایدار و سودآوری در فضای رقابتی باید از یک مالک شرکتهای زنجیره معدن به یک شرکت فن آور معدنی تبدیل شود. شرکتی که سودآوری خود را نه از افزایش حجم استخراج، بلکه از بهرهوری، فرآوری عمیق و رعایت استانداردهای زیستمحیطی به دست میآورد. این مسیر، تنها راه بقا و پیشتازی در اقتصاد رقابتی امروز است.
متن کامل این شماره از ماهنامه «صدر تحلیل» را در این لینک بخوانید و ورق بزنید.